كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
172
ده سفرنامه ( فارسى )
مترجم گفت همه چيز دوباره تكرار شد حاجى پرسيد چرا ؟ دوست من جواب داد براى اينكه به احتمال قوى خان مست بود و مىتوانم بگويم كه در تمام مدت او خيلى مؤدب و سرحال بود و خيلى متأسفم كه چرا دفعه قبل او مست نبود . اين جواب بسيار مورد توجه حاجى ابراهيم قرار گرفت و همان شب موضوع را به اطلاع شاه رسانيد و بعدها شنيدم كه اعليحضرت به سليمان خان گفت كه فيض على گفته است كه هر وقت خان مست باشد رفيق بسيار خوب و مؤدبى است . واقعه ديگرى كه بيش از پيش شاه شاهان را خوشحال كرد اين بود كه عدهاى از رجال و اعيان درجه اول از شاه اجازه خواستند تا مجلس شامى به افتخار ايلچى برپا نمايند كه در ميان آنها از جمله يكى از خويشاوندان شاه به نام محمد حسين خان بود اين شخص انتظار داشت كه تمام رجال و اعيان به بازديد ايلچى بروند ولى خود او از اين تكليف معاف شود لذا ايلچى اين ترتيبات را نپذيرفت و بالمآل يك نوع بىتصميمى و سردرگمى در بين وزراء بوجود آمد شاه چندين بار حاجى ابراهيم را نزد ايلچى فرستاد و محرمانه پيغام داد كه اگر ايلچى اين ترتيبات را بپذيرد منتى بر شاه نهاده است و در آينده نيز سعى خواهد شد كه چنين وضعى به وجود نيايد و در ضمن حاجى اضافه كرد كه اگر شما در اين ضيافت شركت نكنيد به اعتبار و حيثيت خان قاجار لطمه وارد خواهد آمد و در نتيجه همه از چشم من خواهند ديد . ايلچى بنا به تقاضاى شاه و اصرار صدراعظم لامحاله موافقت كرد كه در اين ميهمانى شركت نمايد . هنگامى كه ايلچى وارد تالار پذيرائى شد با اينكه مىدانست ميزبان به خاطر موقعيت و مقامش در صدر مجلس نشسته است معهذا بهطرف شخص ناشناسى پيشرفت و رو بهطرف « ميهماندار »